مسعود بن عبد الله شيراز ى ( بابا ركنا )

3

نصوص الخصوص فى ترجمة الفصوص ( فارسى )

رسل و ملايك كه جمله در معارف بودند مهمان خوان او ؛ و رضوان رحمان بر جان آل و اصحاب و خلّان او كه بودند پيروان او ؛ و رحمت و غفران بر اولياء امّت و سالكان بوادى عرفان او . هر دم هزاران آفرين بر قالب و بر جان او * بينى تو يك دل تا هزار از عشق سرگردان او امّا بعد حمد اللّه و الصّلاة على رسول اللّه و السّلام على اولياء اللّه چنين گويد : كمترين از هر كه هست اندر انام * بندهء حق « ركن شيرازى » به نام كز اوان كودكى تا اين زمان * بود و هستم عارفان را من غلام [ معترف بر جرم و تقصيرات خويش * مغترف از بحر عرفان بر دوام ] چون نبودم لايق خدمت از آن * مىنهم زان گامكى بر جاى گام چون كه ديدم راهشان و حالشان * معتقد گشتم نشستم مستهام « 2 » عشق‌بازى با خيال رويشان « 3 » * هم بكردم ، تا ببينم روى كام منتظر تا يابم از الفاظشان * درّ شهوار معانى در كلام يافتم من عاقبت در لفظ شيخ * قطب اقطاب الورى خير الانام « ابن اعرابى محمد محى دين » « 4 » * حاتمى نسبت بد آن شيخ انام جوهرى بس بلعجب نامش « فصوص » * عقد عرفان زان بديده انتظام شرح كردم مشكلاتش هر چه بود * قدر فهمم اين‌قدر بد و السّلام گر بنتواند كسى گفتن بسيط * هم نكو « 5 » باشد كه بشناسد مقام

--> ( 2 ) - ن : بجستم بر دوام ( ك ) . ( 3 ) - آغاز پارگى صفحه اول نسخه ( ك ) . ( 4 ) - ن : محى الدين ( ك ) . ( 5 ) - ن : بگو باشد ( ش ) .